دلی که دیگر نمی لرزد
a heart that trembless
هیجانی که فروکش می کند
excitement subsidence
شعله احساسی که خاموش می شود،
feel the fleme is extinguished
و جماعتی که می میرند...
and a peoplr who die
و آنانند مردگان متحرک!
and those walking dead
که فقط نفس می کشند
just breathe
سال هاست مرده اند
dead years ago
بار ها دل در گروی امید ها گذاشتند...
times were hopeful
امیدهایی که فروخته شدند
hopes that were sold
امیدهایی که سوزانده شدند...
hopes that burned
و لب هایی که دوخته شدند تا آوازی خوانده نشود،
the lips were sewn up to has not song
دل هایی که سنگ شدند تا دیگر گلی نروید،
that hearts were turned to stone to do not go to flower
چشمانی که منجمد شدند تا دیگر نبینند،
the eyes that were frozen to do not see
پاهایی که قطع شدند تا موج حرکتی نباشد،
feet were amputate to not moving wave
و جماعتی که از حرکت می ایستند و می میرند...
and people who are stopped and die
و امیدی که سوزانده می شود
and hope that burned
امیدی که سوزانده می شود...
hope that burned
<<امید>>...
hope
واژه ای که دیگر کسی معنایش را نخواهد دانست در سرزمینم!
a word that nobody khow that meaning in my land
سرزمین یخ زده
frozen land
و مردمی از جنس مرده ها!
and people of dead
دل های سنگی و چشمان منجمد...
heart of stone and frozen eyes
زرستان بانو
ZARestanBANoOo
برچسب: اول مارکت,اولمبياد 2016,اول ماركت,اولمبياد,اولین دخول,اولمبياد ريو دي جانيرو,اولاد حارتنا,اولادي,اول ايام العيد,اول مارکت دورهمی,
نویسنده: هیراد حیدریان