زرستان نامه - تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 0:39
ابر ها دلشان پر است! سال هاست سکوت کرده اند، منتظرند که بر سرزمین من ببارند... جمعیت مطرود اما، ابر ها را نشانه می گیرند چشم هایشان را بسته اند نبینند ابرها دوست سبز هایند گوش هایشان را گرفته ، فریاد می زنند دروغ را فریاد می زنند روی سبز ها خاک میریزند و می پندارند مردم من نمی بینند جمعیت مطرود می
چهارم - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 23:38
چشمانی که ناگه گشوده می شوند حقیقت ، سوزنی که در دل فرو می رود دلی به وسعت شهر، شهری که آوار می شود و خانه امیدی که ویران می شود! مبادا مردمم در زیر آوار! مبادا مردمم در درد! ای که خشت های خانه امید از تو! شهر را روی سر مردمم ویران مکن... زرستان بانو
پنجم - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 23:38
ما هم مثل شما میشیم! یادش بخیر! قدیما که بچه تر بودیم ، هرجا که می رفتیم ، اغلب بزرگترها برای این که دلمونو بدست بیارن و سر دوستی رو باهامون باز کنن، بهمون شکلات می دادن!دوستیمون بر حسب نوع شکلاتی که می گرفتیم، درجه بندی می شد . خیییییلی با اونی که آبنبات عسلی بهمون می داد حال نمیکردیم ، اما عااااشق...
ششم - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 23:38
ابر ها دلشان پر است! سال هاست سکوت کرده اند، منتظرند که بر سرزمین من ببارند... جمعیت مطرود اما، ابر ها را نشانه می گیرند چشم هایشان را بسته اند نبینند ابرها دوست سبز هایند گوش هایشان را گرفته ، فریاد می زنند دروغ را فریاد می زنند روی سبز ها خاک میریزند و می پندارند مردم من نمی بینند جمعیت مطرود می ا...
هفتم - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 23:38
کافی نیست یک rdquo;شبrdquo; برای همه آرزو ها... برای rdquo;تو rdquo; را خواستن، rdquo;توrdquo; ، که آرزوی همه ی rdquo;شبrdquo; های منی... زرستان بانو
سوم - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 21:58
بوی عطر تو در راهروها به اندازه همه بهااااار در دلم شکوفه می رویاند... و من تو را نفس می کشیدم به اندازه همه وسعت شش هایم می دمیدمت مبادا... ذره ای از هوایت در راهروها جا بماند، برای لاشخورها... زرستان بانو
اول - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 1:34
دلی که دیگر نمی لرزد a heart that trembless هیجانی که فروکش می کند excitement subsidence شعله احساسی که خاموش می شود، feel the fleme is extinguished و جماعتی که می میرند... and a peoplr who die و آنانند مردگان متحرک! and those walking dead که فقط نفس می کشند just breathe سال هاست مرده اند dead years...
دوم - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 1:34
سوگند به واژه هایی که از لابلای انگشتان منجمد می تراوند... سوگند به دل های سنگی، به چشمه اشکی که خشکیده است و ذهن های مرده! -یک فنجان امید لطفا! سرزمینم دارد می میرد زرستان بانو

برچسب‌های مرتبط

اول مارکت | اولمبياد 2016 | اول ماركت | اولین دخول | اولمبياد ريو دي جانيرو | اولاد حارتنا | اول ايام العيد | اول مارکت دورهمی | دومينوز بيتزا | دومينيك حوراني